اونقدر تنها شده بود...
که ....
سایه اش هم به او بی محلی می کرد...
حرفای البالویی ()دلم هوای کودکی هام رو کرده...
دلم هوای ....
غصه های کودکانه...
شادی های کودکانه....
دروغ های کودکانه....
دلم هوای کودکی هام رو کرده...
دلم میخواد یکی پیدا شه که بدون رودربایستی ازش
ساعت ها کنارش بنشینم و گریه کنم!
سالهاست که اشکهام
پشت پلکهام
جا خشک
کرده
این جا کجای خطه؟!
وقتی با خدای خودت هم
راحت نیستی!
حرفای البالویی ()البالو به جهانگرد گفت:
قانون هایی رو بشکن...
که ارزش شکستن دارن!!!
جهانگرد خندید و گفت:
یه پا شازده کوچولی ها!!!
حرفای البالویی ()